شبکه نظارت و جاسوسی از شهروندان، ابزاری برای کشتن خامنه‌ای

مجموعه دوربین‌های شهری و معماری نظارت جمهوری اسلامی منجر به شناسایی محل رهبران و سران نظامی جمهوری اسلامی و مرگ‌شان در نخستین ساعت جنگ شد
شبکه نظارت و جاسوسی از شهروندان، ابزاری برای کشتن خامنه‌ای
فناوری نظارت شهری۱۴۰۴/۱۲/۲۰

در نخستین ساعات آغاز جنگ میان اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران، حمله‌ای دقیق به مجموعه مطهری در تهران که به عنوان «بیت رهبری» شناخته می‌شود، ساختار فرماندهی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد. در این حمله، علی خامنه‌ای به همراه شماری از فرماندهان ارشد عضو شورای عالی دفاع کشته شدند. روایت‌های اولیه از این عملیات بر دقت کم‌سابقه آن تأکید داشتند، اما گزارش‌های بعدی رسانه‌های بین‌المللی نشان داد که این حمله نه یک ضربه ناگهانی، بلکه نتیجه یک فرایند پیچیده اطلاعاتی بوده است که ماه‌ها پیش از آغاز جنگ آغاز شده بود.

گزارش‌هایی که بعدا در نیویورک تایمز و فایننشال تایمز منتشر شد نشان می‌دهد که اطلاعات مربوط به محل حضور خامنه‌ای در روز حمله، نقشی تعیین‌کننده در زمان‌بندی عملیات داشته است. هم‌زمان، گزارش‌هایی درباره دسترسی اسرائیل به شبکه دوربین‌های ترافیکی تهران منتشر شد که نشان می‌داد داده‌های این دوربین‌ها برای تحلیل الگوی رفت‌وآمد محافظان و مقامات نزدیک به خامنه‌ای مورد استفاده قرار گرفته است.

در کنار این گزارش‌ها، تحقیقات امنیت سایبری نیز نشان می‌دهد که هک دوربین‌های شهری در سال‌های اخیر به یکی از ابزارهای مهم در جنگ‌های مدرن تبدیل شده است. مجموع این شواهد پرسشی مهم را مطرح می‌کند: آیا زیرساخت نظارتی گسترده‌ای که جمهوری اسلامی برای کنترل جامعه ایجاد کرده بود، به‌طور ناخواسته به ابزاری اطلاعاتی برای دشمنانش تبدیل شد؟

پاسخ به این پرسش ساده نیست، اما شواهد موجود نشان می‌دهد که چنین زیرساختی می‌تواند نقش مهمی در فراهم کردن محیط اطلاعاتی لازم برای یک عملیات دقیق ایفا کند. نکته مهم این است که دوربین‌های شهری به تنهایی نمی‌توانند چنین عملیاتی را ممکن کنند. آنچه اهمیت دارد، ترکیب این دوربین‌ها با شبکه‌ای از داده‌های هویتی، ارتباطی و رفتاری است که در کنار یکدیگر تصویری دقیق از محیط عملیاتی ایجاد می‌کنند.

معماری نظارت شهری در جمهوری اسلامی

در دو دهه گذشته جمهوری اسلامی ایران شبکه‌ای گسترده از زیرساخت‌های نظارتی ایجاد کرده است که هدف اصلی آن کنترل فضای اجتماعی و دیجیتال کشور بوده است. این زیرساخت‌ها شامل سامانه‌های مختلفی هستند که داده‌های متفاوتی را جمع‌آوری می‌کنند و در بسیاری موارد به یکدیگر متصل شده‌اند. در سطح شهری، هزاران دوربین ترافیکی و امنیتی در شهرهای بزرگ نصب شده است. این دوربین‌ها در ظاهر برای مدیریت ترافیک یا افزایش امنیت عمومی استفاده می‌شوند، اما در عمل به بخشی از یک شبکه نظارتی گسترده تبدیل شده‌اند.

تحقیق رازنت: سیاست‌گذاری و نگاشت نهادی «نظارت و تجسس» شهروندان در جمهوری اسلامی ایران (دانلود)

در کنار این شبکه تصویری، مجموعه‌ای از سامانه‌های داده‌ای نیز ایجاد شده است که امکان اتصال داده‌های مختلف به یکدیگر را فراهم می‌کنند. سامانه شاهکار شماره تلفن همراه را به کد ملی کاربران متصل می‌کند. سامانه همتا دستگاه تلفن همراه را به مالک آن پیوند می‌دهد و امکان رهگیری دستگاه‌ها را فراهم می‌کند. سامانه‌های دیگری نیز وجود دارند که داده‌های مخابراتی و موقعیت مکانی کاربران را ذخیره یا تحلیل می‌کنند. نتیجه چنین معماری ایجاد یک شبکه داده‌ای گسترده است که در آن تصویر، مکان، هویت و ارتباطات می‌توانند به یکدیگر متصل شوند.

این مدل نظارت در سال‌های اخیر به‌ویژه در پروژه‌هایی مانند نظارت بر حجاب اجباری یا کنترل تجمعات اعتراضی مورد استفاده قرار گرفته است. با این حال همین تمرکز داده‌ها، در صورت نفوذ خارجی، می‌تواند به یک سطح حمله بسیار بزرگ تبدیل شود. هر دوربین شهری در چنین شبکه‌ای نه فقط یک ابزار مدیریت شهری، بلکه یک حسگر اطلاعاتی است که داده‌هایی ارزشمند درباره محیط اطراف خود تولید می‌کند.

هک دوربین‌های شهری و تحلیل الگوی رفتاری

یکی از مهم‌ترین سرنخ‌ها درباره عملیات علیه خامنه‌ای در گزارش فایننشال تایمز مطرح شد. بر این اساس، اسرائیل توانسته بود به شبکه دوربین‌های ترافیکی تهران دسترسی پیدا کند و از داده‌های این دوربین‌ها برای تحلیل محیط پیرامونی مجموعه‌های امنیتی استفاده کند. هدف این نفوذ صرفاً مشاهده مستقیم خامنه‌ای نبود، بلکه تحلیل الگوی رفت‌وآمد افرادی بود که در اطراف او فعالیت می‌کردند.

در عملیات‌های اطلاعاتی، این نوع تحلیل با عنوان «تحلیل الگوی حیات» شناخته می‌شود. در چنین تحلیلی تمرکز اصلی بر درک ریتم روزمره یک محیط است. تحلیلگران تلاش می‌کنند بفهمند چه زمانی خودروهای مشخص وارد یک مجموعه می‌شوند، چه زمانی محافظان در اطراف ساختمان‌ها مستقر می‌شوند و چه زمانی فعالیت‌های غیرعادی رخ می‌دهد. این داده‌ها به تدریج تصویری دقیق از رفتار روزمره یک محیط ایجاد می‌کند.

برای مثال اگر در یک روز مشخص تعداد خودروهای مرتبط با حلقه امنیتی به طور ناگهانی افزایش یابد، یا الگوی تردد محافظان تغییر کند، چنین تغییری می‌تواند نشانه برگزاری یک نشست مهم یا حضور یک مقام ارشد باشد. از این رو، حتی بدون مشاهده مستقیم هدف اصلی، تحلیل چنین داده‌هایی می‌تواند زمان مناسب برای یک عملیات را مشخص کند.

در مورد مجموعه بیت رهبری نیز مسئله اصلی محل ساختمان نبود. این مجموعه سال‌هاست که برای سرویس‌های اطلاعاتی خارجی شناخته شده است. آنچه اهمیت داشت تشخیص زمان حضور خامنه‌ای در مکانی مشخص و در شرایطی بود که امکان هدف قرار دادن او وجود داشته باشد.

نقش اطلاعات آمریکا در تعیین زمان حمله

در کنار داده‌هایی که از زیرساخت‌های شهری به دست آمده بود، گزارش‌های منتشر شده نشان می‌دهد که اطلاعات دیگری نیز در تعیین زمان حمله نقش داشته‌اند. بر اساس گزارشی که نیویورک تایمز منتشر کرد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ماه‌ها در حال ردیابی محل حضور خامنه‌ای بوده است. این ردیابی شامل ترکیبی از منابع اطلاعاتی بوده که می‌تواند شامل تحلیل ارتباطات، داده‌های سیگنالی و منابع انسانی باشد.

در روزهای منتهی به آغاز جنگ، اطلاعاتی به دست آمد که نشان می‌داد صبح روز مشخصی نشست مهمی با حضور فرماندهان ارشد در مجموعه‌ای وابسته به رهبری برگزار خواهد شد. همین اطلاعات باعث شد زمان حمله تغییر کند و عملیات با دقت بیشتری برنامه‌ریزی شود. چنین تغییری نشان می‌دهد که عملیات نه بر اساس یک منبع اطلاعاتی واحد، بلکه بر پایه ترکیب چندین منبع مختلف طراحی شده بود.

در عملیات‌های پیچیده نظامی معمولا هیچ منبع اطلاعاتی به تنهایی برای تصمیم‌گیری کافی نیست. داده‌های تصویری، اطلاعات سیگنالی، منابع انسانی و تحلیل‌های محیطی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا تصویری کامل از وضعیت هدف ایجاد شود. در مورد حمله به بیت رهبری نیز به نظر می‌رسد چنین ترکیبی از منابع اطلاعاتی مورد استفاده قرار گرفته است.

دوربین‌های امنیتی در میدان نبرد مدرن

تحقیقات امنیت سایبری نشان می‌دهد که استفاده از دوربین‌های شهری به عنوان ابزار اطلاعاتی در جنگ‌های مدرن پدیده‌ای رو به گسترش است. پژوهش اخیر چک پوینت نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر صدها تلاش برای نفوذ به دوربین‌های IP در خاورمیانه شناسایی شده است. بسیاری از این دوربین‌ها از برندهای رایج چینی مانند هایک ویژن و داهوآ هستند که در بسیاری از کشورهای جهان نصب شده‌اند.

این دوربین‌ها در صورت نفوذ می‌توانند اطلاعات ارزشمندی درباره محیط اطراف خود ارائه دهند. در برخی موارد از این دوربین‌ها برای شناسایی اهداف استفاده می‌شود. در موارد دیگر تصاویر آنها برای تایید موقعیت هدف پیش از حمله یا برای ارزیابی خسارت پس از حمله مورد استفاده قرار می‌گیرد. چنین استفاده‌ای از دوربین‌های امنیتی پیش‌تر در جنگ اوکراین نیز مشاهده شده است، جایی که طرف‌های درگیر تلاش کرده‌اند با نفوذ به دوربین‌های شهری یا تجاری اطلاعاتی درباره تحرکات نظامی به دست آورند.

گزارش‌هایی که درباره حمله به خامنه‌ای منتشر شده‌اند نشان می‌دهد که چنین روش‌هایی اکنون بخشی از ابزارهای رایج در جنگ‌های مدرن محسوب می‌شوند. در این چارچوب، دوربین‌های شهری نه صرفاً ابزارهای نظارت محلی بلکه بخشی از زیرساخت اطلاعاتی میدان نبرد محسوب می‌شوند.

پارادوکس امنیتی دولت‌های نظارتی

آنچه در این پرونده مشاهده می‌شود نمونه‌ای از یک پارادوکس شناخته شده در نظام‌های نظارتی است. دولت‌هایی که برای کنترل جامعه شبکه‌ای گسترده از حسگرها، دوربین‌ها و پایگاه‌های داده ایجاد می‌کنند، در عمل محیطی می‌سازند که از نظر اطلاعاتی بسیار قابل خواندن است.

در چنین محیطی هر دوربین، هر حسگر و هر پایگاه داده می‌تواند به یک منبع اطلاعاتی تبدیل شود. اگر یک بازیگر خارجی بتواند به این شبکه نفوذ کند، همان زیرساختی که برای کنترل جامعه ساخته شده بود می‌تواند علیه ساختار قدرت استفاده شود. به بیان دیگر، دولت با نصب حسگرها و جمع‌آوری داده‌ها کاری را انجام داده که در شرایط عادی باید توسط سرویس‌های اطلاعاتی خارجی انجام می‌شد.

این وضعیت باعث می‌شود که شبکه نظارت به یک شمشیر دو لبه تبدیل شود. همان سیستمی که برای افزایش کنترل داخلی طراحی شده است، در صورت نفوذ می‌تواند به ابزار شناسایی و تحلیل ساختار قدرت تبدیل شود.

جمع‌بندی

حمله به مجموعه بیت رهبری در نخستین ساعات جنگ میان اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران نمونه‌ای از تحول عمیق در ماهیت عملیات اطلاعاتی و نظامی در عصر دیجیتال است. در چنین عملیاتی مرز میان زیرساخت‌های شهری و میدان نبرد تا حد زیادی از میان می‌رود. شبکه‌هایی که برای مدیریت شهر یا کنترل اجتماعی ایجاد شده‌اند می‌توانند به منابع اطلاعاتی ارزشمند برای عملیات نظامی تبدیل شوند.

با این حال شواهد موجود نشان می‌دهد که عملیات علیه خامنه‌ای نتیجه یک عامل واحد نبود. دوربین‌های شهری احتمالاً در ساختن تصویر محیطی و تحلیل الگوی رفت‌وآمد اطراف مجموعه‌های امنیتی نقش مهمی داشته‌اند، اما اطلاعات مربوط به حضور خود خامنه‌ای در جلسه فرماندهان از منابع اطلاعاتی دیگر به دست آمده است.

آنچه این پرونده نشان می‌دهد نه صرفاً آسیب‌پذیری یک فرد یا یک ساختمان، بلکه آسیب‌پذیری ساختاری یک نظام نظارتی است. سیستمی که برای اشراف بر جامعه طراحی شده بود، در نهایت به شبکه‌ای از حسگرها تبدیل شد که می‌توانست رأس هرم قدرت را نیز قابل ردیابی کند.